تبليغاتX
اللّهُمَّ كُنْ لِوَلِيِّكَ الْحُجَّةِ بْنِ الْحَسَنِ صَلَواتُكَ عَلَيْهِ وَعَلى آبائِهِ في هذِهِ السّاعَةِ وَفي كُلِّ ساعَةٍ وَلِيّاً وَحافِظاً وَقائِدا ‏وَناصِراً وَدَليلاً وَعَيْناً حَتّى تُسْكِنَهُ أَرْضَك َطَوْعاً وَتُمَتِّعَهُ فيها طَويلاً

حديث پيمانه
بصیرت 

رهبر معظم انقلاب در شهرستان چالوس  از بصیرت سخن گفتند و از مردم خواستند که بصیرت خود

را افزایش دهند .اما چگونه می توان بصیرت را بدست آورد و چگونه آن را افزایش داد.یکی از دستوراتی

 که قرآن در این زمینه دارد یاد و ذکر خداست .

 

در کتاب خدا آمده:

((ان الذین اتقوا اذا مسهم طائف من الشیطان تذکروا فاذا هم مبصرون : افراد پرهیزکار هنگامی که

شیطان آنها را وسوسه می کند متذکر شده و به یاد خدا می افتند و در همان حال بصیرت می یابند )).

 

حضرت علی (ع) : ((من ذکرالله استبصر : هرکه خدا را یاد کند بصیرت می یابد.)) غررالحکم ، ح 3644

 

شما هم اگه راهکارهای دیگه ای به نظرتون میرسه ذکر کنید .

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در پنجشنبه شانزدهم مهر 1388 و ساعت 7:17
سیاستمدار تر از رئیس جمهور شما ندیده ام 

 

بعد از صدور قطعنامه 598 سازمان ملل ، از سوی کشورهای قدرتمند دنیا بر ایران فشارهای زیادی وارد

می شد تا آن را بپذیریم . در همان ایام ، خاویر پرز دکوئیار ، دبیر وقت کل سازمان ملل متحد ، برای

رایزنی های لازم به ایران آمد و با حضرت آیت الله خامنه ای (که آن زمان رئیس جمهور بودند) ملاقات کرد .

پس از ملاقات دکوئیار به من گفت : رئیس جمهور شما از کدام دانشگاه علوم سیاسی فارغ التحصیل

شده است ؟  گفتم : چطور؟

گفت : من از چند دانشگاه معتبر دنیا مدرک دکترای علوم سیاسی دارم  و بیش از سی سال است که

کار سیاسی می کنم و ده سال است که دبیر کل سازمان ملل متحد هستم . در این مدت شخصیت

سیاسی و رئیس جمهوری هست که وی را ندیده و با او گفت و گو نکرده باشم ، ولی تا کنون شخصیتی

سیاستمدارتر و هوشمندتر از رئیس جمهور شما ندیده ام .

 

دکتر بشارتی ، وزیر اسبق کشور

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در پنجشنبه پنجم شهریور 1388 و ساعت 0:32
چرا ميرحسين راي نياورد ؟ 

چرا ميرحسين راي  نياورد ؟

http://mina38.blogfa.com/post-68.aspx

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در شنبه سی ام خرداد 1388 و ساعت 9:46
تذکر امام خمینی (ره) 

امام خمینی (ره) در زیر وصیت نامه 29 صفحه ای خود 4 مطلب را تذکر میدهد .

تذکر 4:

 

((من در طول نهضت و انقلاب به واسطه سالوسی و اسلام نمایی بعضی افراد ، ذکری از

 آنان کرده و تمجیدی نموده ام ، که بعد فهمیدم از دغلبازی آنان اغفال شده ام . آن تمجیدها

در حالی بود که خود را به جمهوری اسلامی متعهد و وفادار می نمایاندند و نباید از آن مسائل

سوء استفاده شود .

و *میزان در هرکس حال فعلی اوست* .))

 

 

همانگونه که امام بزرگوار میفرمایند ، تمجید ایشان از برخی افراد دلیل بر ... بودن افراد نیست . اگر

کسی ذخیره انقلاب است ، یا بازوی توانمند نظام است ، یا به کسی سمت هایی ( ریاست

بنیاد شهید، ریاست کمیته امدادو... ) داده میشود و... ، نباید از اینها سوء استفاده شود . چراکه

ملاک حال فعلی اوست .

 

 

 

 

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در دوشنبه هجدهم خرداد 1388 و ساعت 12:27
آرایشگر و مشتری 

مردی برای اصلاح سر و صورتش به آرایشگاه رفت.
در حال کار گفتگوی جالبی بین او و آرایشگر در گرفت.
آنها درباره موضوعات و مطالب مختلف صحبت کردند.
وقتی به موضوع « خدا » رسیدند.
آرایشگر گفت: من باور نمی کنم خدا وجود داشته باشد.
مشتری پرسید: چرا باور نمی کنی؟
آرایشگر جواب داد: کافی است به خیابان بروی تا ببینی چرا خدا وجود ندارد. به من بگو، اگر خدا وجود داشت آیا این همه مریض می شدند؟ بچه های بی سرپرست پیدا می شد؟ اگر خدا وجود می داشت، نباید درد و رنجی وجود داشته باشد. نمی توانم خدای مهربانی را تصور کنم که اجازه می دهد این چیزها وجود داشته باشد.
مشتری لحظه ای فکر کرد، اما جوابی نداد، چون نمی خواست جر و بحث کند.
آرایشگر کارش را تمام کرد و مشتری از مغازه بیرون رفت.
به محض این که از آرایشگاه بیرون آمد، در خیابان مردی دید با موهای بلند و کثیف و به هم تابیده و ریش اصلاح نکرده. ظاهرش کثیف و ژولیده بود.
مشتری برگشت و دوباره وارد آرایشگاه شد و به آرایشگر گفت: می دانی چیست، به نظر من آرایشگرها هم وجود ندارند.
آرایشگر با تعجب گفت: چرا چنین حرفی می زنی؟ من این جا هستم، من آرایشگرم. من همین الان موهای تو را کوتاه کردم.
مشتری با اعتراض گفت: نه! آرایشگرها وجود ندارند، چون اگر وجود داشتند، هیچ کس مثل مردی که آن بیرون است، با موهای بلند و کثیف و ریش اصلاح نکرده پیدا نمی شد.
آرایشگر جواب داد: نه بابا، آرایشگرها وجود دارند! موضوع این است که مردم به ما مراجعه نمی کنند.
مشتری تائید کرد: دقیقاً ! نکته همین است. خدا هم وجود دارد! فقط مردم به او مراجعه نمی کنند و دنبالش نمی گردند. برای همین است که این همه درد و رنج در دنیا وجود دارد.

 

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در چهارشنبه دوازدهم فروردین 1388 و ساعت 19:26
دعا و نیایش 

""والذین    یدعون  من  دون الله  لا  یخلقون  شیئا  و  هم  یخلقون  ""

((   جز  خدا    ،   هر  چه  را  مورد  دعا  و  پرستش   قرار  می  دهند    ،   قادر   به   آفریدن   چیزی  نیستند    ،   زیرا  خودشان   مخلوق  و  آفریده   شده  اند   ))/   سوره مبارکه نحل ،آیه 21

 

این آیه در مورد کسانیست  که دست نیاز به جانب غیر خدا دراز کرده اند . و خداوند آنها را از این کار منع می کند .

سوال پیش رو این است که آیا نمی توان مثلا برای درمان بیماری به پزشک ویا برای رفع مشکلات مادی به کسانی که می توانند مارا یاری دهند مراجعه کنیم  ویا ... ؟

این آیه میخواهد بگوید :

اولا ازنظر اعتقادی ، باور داشته باشیم که این خداوند است که مارا یاری می دهد و اگر مورد لطف و رحمت او قرار نگیریم ، از دست دیگران کاری ساخته نیست .

ثانیا اسباب و عواملی هستند که خداوند آنها را برای اجرای دستورات و اراده های خود در جهان قرار داده . مثلا دارو ، قوانین ، فهم و درک به پزشک و... تا ما از این اسباب و عوامل استفاده کنیم و تاثیر این امور بستگی به اراده و نظر ذات اقدس اله دارد . لذا نباید از توجه به خداوند متعال غافل باشیم .

 

امام رضا(ع):  *انت  موضع  کل  شکوی  ،   و  شاهد  کل  نجوی  ،  و  منتهی  کل  حاجه    *   مسند الامام الرضا (ع)

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در سه شنبه چهارم فروردین 1388 و ساعت 23:50
حقوق بشر !!! 
  

  

 

 

 

 

بخندیم ، امّا سرمایه خنده ما، گریه دیگران نباشد

استاد علامه محمد تقی جعفری

 

هرچند میدونم این سخن  رو درک نمی کنند چون کالانعام بل هم اضل هستند ....

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در چهارشنبه یازدهم دی 1387 و ساعت 22:21
چرا ...! 

 

رئیس جمهوری که خستگی رو خسته کرده حقشه که بگن دور دوم سفرهاش واسه رای جمع کردنه ، حقشه که قبل از رای آوردنش بگن " همش دروغه مگه میشه یه شهردار اینقدر مردمی باشه . به محله های فقیرنشین سربزنه ، دیدار مردمی داشته باشه ؟  اینا همش واسه رای آوردنه "

حقشه که نمایندگان دلسوز! مجلسمون گاه و بیگاه به خودش و وزیراش گیر بدن .

اصلا حق رئیس جمهوری که شب و روز براش مفهومی نداره ، خدمتگزاری به مردم خواب رو از چشماش گرفته ، آقا هم بارها ازش حمایت خاص کرده اینه که اینقدر مورد حمله قرار بگیره . حقشه

چرا خودش رو واسه انتخاب یه سگ چند روز معطل نمیکنه تا بجای اینکه به روستاهای محروم بره و درد دلشونو گوش کنه ، با سگش برن گردش /

چرا یه زمین گلف یا فوتبال تو پاستور واسه خودت نمیسازی ، ول کن تا کی میخوای تو هر شهر ورزشگاه بزنی ؟

برو یه هواپیمای اونچنانی سفارش بده تا وقتی میری مسافرت ، توش حال کنی . تاکی میخوای با هواپیمای مسافربری معمولی بری سفرهای استانی ؟

اصلا چرا سفرهای استانی میری ؟ تو همون تهران براشون تصمیم میگرفتی /

چرا بحث عدالت محوری رو تو برنامه ریزی خودت قرار دادی ؟ بابا ول کن اینارو. یه جوری با همون گفت و گوی تمدن ها سر ملت رو گرم میکردی !

واسه چی میخوای اقتصاد رو" جراحی" کنی ؟ چرا دنبال دردسر میگردی ؟ تو هم میومدی یه "مرهم" کاذب میذاشتی خودت رو خلاص میکردی !

چرا از همه امکاناتی که افراد قبل از تو استفاده میکردن ، استفاده نمیکنی ؟

چرا ...

 

    

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در چهارشنبه بیست و نهم آبان 1387 و ساعت 21:57
قرآن ! من شرمنده توام 

قرآن ! من شرمنده توام اگر از تو آواز مرگی ساخته ام كه

هر وقت در كوچه مان آوازت بلند میشود همه از هم

میپرسند " چه كس مرده است؟ " چه غفلت بزرگی كه

می پنداریم خدا ترا برای مردگان ما نازل كرده است .


قرآن ! من شرمنده توام اگر ترا از یك نسخه عملی به یك

افسانه موزه نشین مبدل كرده ام . یكی ذوق میكند كه ترا

بر روی برنج نوشته،‌یكی ذوق میكند كه ترا فرش كرده ،‌یكی ذوق میكند كه ترابا طلا نوشته ،‌یكی به خود

میبالد كه ترا در كوچك ترین قطع ممكن منتشر كرده و ... ! آیا واقعا خدا ترا فرستاده تا موزه سازی كنیم ؟

 

   قرآن ! من شرمنده توام اگر حتی آنان كه ترا می خوانند و ترا می شنوند ،‌آنچنان به پایت می نشینند

كه خلایق به پای موسیقی های روزمره می نشینند . اگر چند آیه از ترا به یك نفس بخوانند مستمعین

فریاد میزنند " احسنت ...! " گویی مسابقه نفس است ...

 

قرآن !‌ من شرمنده توام اگر به یك فستیوال مبدل شده ای حفظ كردن تو با شماره صفحه ،‌خواندن تو آز

آخر به اول ،‌یك معرفت است یا یك ركورد گیری؟ ای كاش آنان كه ترا حفظ كرده اند ،‌حفظ كنی ، تا این

چنین ترا اسباب مسابقات هوش نكنند .

خوشا به حال هر كسی كه دلش رحلی است برای تو .

آنانكه وقتی ترا می خوانند چنان حظ می كنند ،‌گویی كه قرآن همین الان به ایشان نازل شده است. آنچه

ما باقرآن كرده ایم تنها بخشی از اسلام است كه به صلیب جهالت كشیدیم

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در جمعه سوم آبان 1387 و ساعت 14:5
یوسف زهرا 
این عشق آتشین زدلم پاک نمی شود

                                                      مجنون به غیر خانه ی لیلا نمی شود

بالای تخت یوسف کنعان نوشته اند

                                                      هر یوسفی که یوسف زهرا نمی شود

|+|
نوشته شده توسط سید رضا سخائی در چهارشنبه بیست و چهارم مهر 1387 و ساعت 16:27